دلنوشته-دیدار30مرداد

خرید بک لینک

امروز شنبه 30 مرداد اولین امتحان ترم تابستونم رو داشتم تو رو هم دیدم

کنارت بودن فقط آراااااااااامشه محضه...

اما حالا دارم از دلتنگیت اشک میریزم-هم کتاب امتحان فردام جلومه هم چشام از گریه خیسه..........

برام یه کیف پاستیل اوردی که از آبادان خریده بودی بابات گفته بوده از اینا برا مبینا بخر...

منم برات دو شاخه گل رز سرخ اوردم با 2تا مروارید چشمی (که بزنی جلو ماشین نوئت که دو هفته نشده خریدیش البته لطف بابا بوده که برا آسایش گل پسرش خریده قربون دستش به خدا) لواشکم چون میدونستم دوس داری برات درست کردم ماه قبل و امروز برات اوردمش...امروز که با مامان حرف زدم داداش امین از اونطرف به مامان گفت که بابته مزه خوب لواشکا از من تشکر کنه...

اینا رو میگم و می نویسم که یه روز این خوبیا و لطف هاشون که اینقد دوسم دارن یادم نره--

علیرضا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلییییییییییییییییی دلتنگتم...تو هم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو مردی احساستو نمیگی اما از رفتارات میفهمم میبینم

تو هم مثه من عاشقی شک ندارم

خدایا شکرت

مامانت امروز گفت تو حسینیه خیلی برامون دعا کرده ---مامان یه فرشته ست بهترین مادر شوهره دنیاست به خدا-- خدا حفظش کنه خیلیییییی دوستش دارم چون واقعا دوس داشتنیه..

خدارو شکر برا این همه خوشبختی---

اما گفته باشم خییییییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییییییییییییی دلتنگتم

عاشقانه های ما...

ما را در سایت عاشقانه های ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 11:08

صفحه بندی